ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)
116
فلسفه نهضت حسينى (فارسى)
فقر عريان اقبال لاهورى در ضمن شعرى بلند ، تحت عنوان « فقر عريان » از على و حسين عليهما السلام چنين مىسرايد : چيست فقر ، اى بندگان آب و گل ؟ * يك نگاه را بين ، يك زنده دل فقر ، كار خويش را سنجيدن است * بر دو حرف لا إله پيچيدن است فقر ، ذوق و شوق و تسليم و رضاست * ما امينيم اين متاع مصطفاست فقر ، بر كروبيان شبخون زند * بر نواميس جهان شبخون زند بر مقام ديگر اندازد تو را * از زجاج ، الماس مىسازد تو را برگ و ساز او زقرآن عظيم * مرد درويشى نگنجد در گليم فقر قرآن احتساب هست و بود * نى رباب و مستى و رقص و سرود فقر مؤمن چيست ؟ تسخير جهات * بنده از تأثير او مولا صفات فقر كافر خلوت دشت و در است * فقر مؤمن لرزهء بحر و براست